أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

123

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

امتحان دارد يعنى خداى تعالى شما را حيات داد كه با وجود او كارى بتوانيد كردن ، و مرگ را بر شما مسلّط گردانيد تا داعى باشد شما را به اختيار كردن عمل نيكو كردن ، براى آنكه وراء مرگ بعث و جزا باشد ، و اوست آن خداى كه عزيز است و غالب ، عاجز بنگرداند او را آنكس كه عمل بد كند از انتقام كشيدن ، آمرزنده است كسى را كه بر وى تفضّل كند از عاصيان و بد كرداران . از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است فى قوله تعالى [ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ] أحسن عقلا و أورع عن محارم اللّه و أسرع الى طاعة اللّه ؛ يعنى تا اختبار كند شما را تا كه عاقل‌تر است و پرهيزگارتر است و طاعت دارتر است . فضيل عياض گفت : تا عمل كدام خالص‌تر است و مصيب‌تر كه اگر خالص نباشد و مشوب باشد بريا آن عمل هيچ نبود ، و اگر بصواب نبود چنان نباشد كه خداى تعالى فرموده باشد ؛ پس لابدّ بايد كه تا عمل جامع باشد اين دو وصف را ؛ يكى اخلاص و ديگر اصابت تا از بدعت و ريا دور باشد ، آن خداى كه بيافريد هفت آسمان را طبقهء بر زبر طبقهء ديگر ، نبينى تو در آفرينش خداى تعالى كه صفت او بخشش است هيچ تفاوتى و اختلافى نه از روى حكمت و نه از روى نظر ، بلكه جمله مستقيم باشد و راست و در اتقان و احكام همه متساوى باشند ، و بنگر در آسمانها تا هيچ كما بيشى و زيادت و نقصانى مىيابى ؟ پس باز گردان چشم خود را و بنگر ديگر باره تا هيچ فطورى و شكافى و كژئى مىبينى ؟ پس باز گردان چشم خود را دوبار درين آسمانها و نيك تفحّص و تتبّع كن تا هيچ عيبى و خللى مىيابى ؟ كه اگر بسيار بنگرى و نظر خود را مكرّر گردانى چشم تو به تو باز گردد نظر او كند و خسته و مانده گشته و رنجور شده ؛ و در آسمانها هيچ خللى و تفاوتى نيافته . كعب الاحبار گفت : آسمان دنيا موجى است مكفوف ، و دوّم از سنگ مرمر سفيد است ، و سيّم از آهن ، و چهارم از مس « 1 » ؛ و پنجم از سيم ، و ششم از زر ، و هفتم از ياقوت سرخ ؛ و از آسمان هفتم تا بعرش هفت حجاب است ؛ ميانهء هر حجابى بيابانها و صحراهاست از نور « 2 » ، و نام آن فرشته كه بر حجابها موكّل است فيطاطروس « 3 » است .

--> ( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بعد از [ مس ] : « و گفتند از روى » . ( 2 ) در تفسير خطى و چاپى ابو الفتوح ( ره ) دو كلمهء [ از نور ] نيست . ( 3 ) در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « قيطاطروس » ( بقاف ) .